
“دعوت” حاتمی کیا با تبلیغات نسبتا زیاد و با شکلی نامعمول و البته جذاب ؛ از چند روز قبل از عید فطر آنتن ها را پر کرده بود . فیلمی که اصرار زیادی روی “متفاوت ترین اثر حاتمی کیا” داست و البته خود نام حاتمی کیا !
البته واقعا حق داشت ! نام حاتمی کیا خودش به تنهایی کافیست تا عده ای به سینما بروند و فیلمی را ببینید ؛ ولی نمی دانم چرا احساس خوبی نسبت به اینطور تبلیغ ها ندارم ؛ فکر می کنم حتی تبلیغ فیلم ها باید خودش چیزی برای ارائه داشته باشد ؛ وام داری از تهیه کننده و کارگردان و بازیگر ؛ فیلم را به سمت انگ کیشه ای می کشاند و من آنرا دوست ندارم !
حاتمی کیا بعد از سریال حلقه سبزش که سریالی نه چندان دلچسب بود؛ جدای از سریال نشانمان داد که دغدغه های همیشه گیش را دیگر ندارد ! دیگر به جنگ و ادم های بعد از جنگ و حتی نسل بعد از آن هم کاری ندارد ! البته انصافا پرونده خوب و پر پیمانی در این مقوله دارد و شاید اگر کاری دیگری در این حیطه می ساخت تکرار مکررات می شد ؛ پس تصمیم گرفته تواناییش را در مسیر دیگری نشان دهد!
با دیدن جسته و گریخته آن سریال و البته این فیلم توانستم دغدغه جدید آقای کارگردان را بفهمم “حقوق انسان بر حیات” در سریال از عدم اختیار انسان در مرگ می گفت و در این فیلم از عدم اختیار انسان در تولد !
دعوت را اگر هر کارگردان دیگری می ساخت بدون شک نوشته ام چیزی جز تعریف نبود . ولی هرچقدر سعی می کنم نمی توانم به خودم بقبولانم که آن فیلم خوبی بود . در صحنه صحنه فیلم به خودم میگفتم وای ! این اتفاق کودکانه را حاتمی کیا ساخته ؟ نه باورش سخت بود ! یکی از اصلی ترین ویژگی های حاتمی کیا ؛ دقت بیش از اندازه اش بود . یادم نمی رود وقتی سریال خاک سرخ را می دیدم با بازی بی نظیر پرستویی ؛ از آن همه ریز بینی اش دیوانه می شدم ! ولی حالا بعد از گذشت چند سال که قاعدتا می بایست پخته تر می شد اصلا . ... بهتراست خودتان فیلم را ببینید شاید من اشتباه میکنم
دلم نمی آید بیشتر از این بگویم . خسته ام . خسته از وقتی که می بینم کارگردان محبوبم اینطور سیر نزولی را در پیش گرفته و هیچ جوره هم بیخیال نمی شود !
آقای حاتمی کیا ! بخدا ما یک تار موی گندیده “حاج کاظمت ”را به صدتا “شیدا صوفی” و “حسن گلاب” نمی دهیم !
