بیوگرافی نویسنده وبلاگ: رضا یوسفی متولد 1362 بروجرد
از سال 81عضوانجمن سینمای جوانان ایران دفتر بروجرد هستم ازجمله کارهایی که در مقام کارگردان انجام داده ام فیلمهای کوتاه . مستند و نماهنگ های :
مویه -
سوگ-
رویای شیرین
- دعا
روز از نو -
کربلای عشق
- تلنگر -
مرد کوچک
وفیلمهای مستند:
سنگ قبر-حضور در جشنواره منطقه ای سینمای جوان- دزفول87
انگشتر مقدس-برنده جایزه سوم دربخش بهترین فیلم مستند درجشنواره فیلم رضوی86
سفرسبز- چشم دل -
قدمگاه عشق -
تقدیر
غزه در خون(مستند آرشیوی)حضور درجشنواره بین المللی سرزمین زیتون88
سفره آبی(مستند)
(داستانی) آرزوی من ( حضور در سی ونهمین جشنواره بین المللی فیلم رشد)
داستانی "بازماندگان"
ودر فیلمهای :دستور زبان.
شب خون.
بوسه زمین.
روزگار ماتم.
طعم کنعان.
پنجره ای برای دیدن
و ترس.
هم به عنوان تدوینگر فعالیت داشته ام.
تیزر هفته فیلم وعکس
فیلم فانتزی
تیزر همایش مین زدایی
تیزر برای شرکت کانن
مستند بازسازی شهر بروجرد توسط ستاد خراسان رضوی(2قسمت)
مستند دانشکده مهندس از نگاه دوربین(70دقیقه)
چندین فیلم آموزشی با عناوین:
جاده وآسفالت
آب آشامیدنی
××××طبقه بندی
××××طبقه بندی
تخریب جاده
سازه های بتنی
سازه های فلزی
و.......
"محدوده ی زندگی" عنوان فیلم کوتاه داستانی است که به زودی جلوی دوربین میرود.
این فیلم به مقوله مرور زندگی یک پیرمرد در زمان مرگش میپردازد ...
"محدوده ی زندگی"
نویسنده وکارگردان: رضا یوسفی
تصویر بردار:رضا صناعی
تا بعد...
|: به قلم: رضا يوسفي
|
پست شماره: 175
نقدی مختصر بر « به همین سادگی»
رضا میرکریمی
فیلم خوبی است. ساده، بدون ادا و اطوار، بدون پر چانگی و بسیار تأثیرگذار. بهدور از بازیهای فرمی و شلوغبازیهایی که این اواخر به تکرار در بسیاری از فیلمهای ایرانی خصوصاً فیلمهای معروف به "فیلمهای جشنوارهای" دیده میشود. فیلمهایی که فقط فرمشان را داد میزنند؛ خالی و بدون عمق و درونمایه، بدون حرفی برای گفتن و چیزی که حداقل برای مدتی پس از خروج از سینما ذهن را کمی درگیر خود کند؛ فرمی که معمولاً با دیدن یک فیلم موفق خارجی و شاید تنها به خاطر خوشآمد کارگردان در ذهنش شکل میگیرد و بدون آنکه بستری مناسب بیابد به جریان میافتد و به بیراهه میرود.
« به همین سادگی» فاقد کنش و برخورد به مفهوم فیزیکی آن است و فاقد آن حس تعلیق است به معنای آنکه تماشاگر منتظر اتفاق تکاندهنده و عجیبی در پایان باشد اما بینندهاش را حفظ میکند، او را همراه با شخصیت زن فیلم اینسو و آنسو میبرد، همراهش میکند و تا انتها با خود میکشاند. فیلم با عنوانش که با هوشمندی مناسبی انتخاب شده به نوعی ایجاد فاصله میکند از انتظار تماشاگر برای طلب نوع دیگری از سینما، جنس خودش را اعلام میکند و با بیننده قرار خود را میگذارد. ریتم کند فیلم، بازیها، دوربین روی دست، ساکن بودن فیلم و عدم حرکت، تعدد نماهای داخلی و ... همه به این عنوان صحه میگذارند و توجه و انتظار مخاطب را از حادثه و اتفاق برگرفته آن را به جزییات معطوف میدارد. سوای بازی خوب هنگامه قاضیانی، اصلاً خود مسأله انتخاب او برای نقش طاهره یکی از عوامل مهم موفقیت این فیلم است. تکرار حضور و معمولاً یکنواختی نقشها در مورد بازیگران اندک و مشخص در بسیاری از فیلمهای سینمای ایران ممکن است نوعی از پیشداوری و ظن و گمان را قبل از نقش با خود همراه آورد که نو بودن حضور هنگامه قاضیانی ( البته این فیلم اول او نیست) تا حدود زیادی این مشکل را مرتفع میسازد.
اینکه چهقدر از فیلمنامه را سهم شادمهر راستین بدانیم و چهاندازهای از آن را سهم میرکریمی و باز مثل خیلی چیزهای دیگر حواسمان پرت حاشیهها شود، چندان مهم نیست، مهمتر آن است که یادمان باشد یک فیلنامه بدون حادثه و اتفاقاً نه چندان ساده چهطور آنقدر خوب، درست و تأملبرانگیز است و چهطور بیتعریفبودنمان را از خیلی مسائل عیان میکند. فیلمنامهیی زنمحور که به بررسی موقعیت زن، خصوصاً در محیط خانه در امروز ایران میپردازد و شاید بتوان گفت کوششی نیز در جهت ارائه الگو مینماید، کوششی که سرانجامی ندارد ( یعنی آگاهانه به سرانجام نمیرسد). فیلمنامه پر از جزییات ملموس و بهظاهر پیش پا افتاده است با نگاهی درست و کاوشگرانه و بهدور از شعارزدگی، با خردهداستانها و خردهمسائل دیگری که در کنار خط اصلی و همراه آن پیش میروند. « به همین سادگی » زبانش ساده است اما پر از سؤال است و جاهای خالی زیادی دارد، جاهای خالی فراوانی که فقط به یاری مخاطب برای فهمش پر میشود. واقعاً حیفم میآید که این فیلم را تبلیغ نکنم. تا دیر نشده فیلم را ببینید و از دستش ندهید...
نظرات بینندگان:
بدون هیچ چیزی همه چیز را داشت... به همین سادگی!!!
میر کریمی و راستین به عنوان دو مرد خیلی خوب توانسته اند نقش یک زن خانه دار را با جزییات ان از اب دراورند...
همچین میگید ساده که انگار تولید بقیه فیلم های ایرانی چه پروداکشنی پشتش داشته. فیلمی بسیار بی معنی و و وقت حرام کن بود بدون کوچکترین هدف با ارزشی. به همین سادگی... به همین افتضاحی...