تبليغاتX
یادداشتهای یک فیلمساز
یادداشتهای یک فیلمساز

فيلم كوتاه يافتن افق‌های جديد در دنیای سينماست
   http://rezacoron.blogfa.com
بیوگرافی نویسنده وبلاگ
بیوگرافی نویسنده وبلاگ: رضا یوسفی متولد 1362 بروجرد از سال 81عضوانجمن سینمای جوانان ایران دفتر بروجرد هستم ازجمله کارهایی که در مقام کارگردان انجام داده ام فیلمهای کوتاه . مستند و نماهنگ های : مویه - سوگ- رویای شیرین - دعا روز از نو - کربلای عشق - تلنگر - مرد کوچک وفیلمهای مستند: سنگ قبر-حضور در جشنواره منطقه ای سینمای جوان- دزفول87 انگشتر مقدس-برنده جایزه سوم دربخش بهترین فیلم مستند درجشنواره فیلم رضوی86 سفرسبز- چشم دل - قدمگاه عشق - تقدیر غزه در خون(مستند آرشیوی)حضور درجشنواره بین المللی سرزمین زیتون88 سفره آبی(مستند) (داستانی) آرزوی من ( حضور در سی ونهمین جشنواره بین المللی فیلم رشد) داستانی "بازماندگان" ودر فیلمهای :دستور زبان. شب خون. بوسه زمین. روزگار ماتم. طعم کنعان. پنجره ای برای دیدن و ترس. هم به عنوان تدوینگر فعالیت داشته ام. تیزر هفته فیلم وعکس فیلم فانتزی تیزر همایش مین زدایی تیزر برای شرکت کانن مستند بازسازی شهر بروجرد توسط ستاد خراسان رضوی(2قسمت) مستند دانشکده مهندس از نگاه دوربین(70دقیقه) چندین فیلم آموزشی با عناوین: جاده وآسفالت آب آشامیدنی ××××طبقه بندی ××××طبقه بندی تخریب جاده سازه های بتنی سازه های فلزی و.......


پیوندهای روزانه

پیوندها
سينمايي
وبگذر
ايران اكتور
صدا دوربین حرکت
سایت جشنواره اسکار
مارلون بلاندو
انجمن سینمای جوانان ایران
رایگانت
کامران نجف زاده گزارشکر تلوزیون
خدای نزدیک(شهاب)
کافه هفت
کد های موزیک و...
خرید اینترنتی فیلم
پزشکی
فیلم نیوز
مکس پین
سینمای ایران وجهان
فیلتر شکن
مطالب
جشنواره فرهنگی هنری امام رضا(ع)
آژانس شیشه ای
انجمن سینمای جوان بروجرد
همشهری جوان
سینمای ما
100دل عاشق سینما
همشهری جوان 2
سایت سینمایی فیروزه
یادداشتهای یک خبرنگار درباره سینما
سایت 118
کلوپ هواداران محمد ومهدی سلوکی
تمام نا تمام من
سینما ومن
حامد (تدوینگر)
بازیگری سینما
معرفی وحمایت از وب سایتهای سینماو تئاتر(شیداعارف)
خیلی دور خیلی نزدیک زندگی.سینما وحامد بهداد
فیلتر شکن
سینما وموسیقی
همه چیز یعنی فیتیله
زیباترین کلمات عاشقانه برای یک عاشق
۩۞۩ دختر- پسر- زن - مرد ۩۞۩
دوشیزه متاهل
احمد حیاتی (فیلم ساز)
هنر بازی
گذار ( فیلمساز)
رمز بازیگر(آقا علیرضا)
هنر هفتم
قلم عشق
قالب کده
توفیق امانی "فیلمساز"
مهدی فرد قادری "فیلمساز"
گالري قالب وبلاگ
فروشگاه تک پی سی

سایر ابزارها


پست شماره: 40

شکايت حاتمي کيا از يک وبلاگ‌نويس

ابراهيم حاتمي‌كيا

وکيل ابراهيم حاتمي‌كيا ، «رضا استادي» روزنامه نگار سينمايي ـ تلويزيوني را تهديد به شكايت كرد.

داوود عابدي وكيل اين فيلم‌ساز روز گذشته با ارسال اظهارنامه‌اي براي اين وبلاگ نويس مدعي شد استادي با انتشار خبري واهي و بدون دليل عليه شخصيت آقاي ابراهيم حاتمي‌كيا يكي از عناصر فرهنگي برجسته كشور سبب تشويش اذهان عمومي و تخريب شخصيت موكل شده و اين امر موجب بروز خسارات معنوي شديدي به شخصيت موكل شده كه به هيچ طريق قابل ترميم و اعاده نمي‌باشد .

 اين در حالي است که چند تن از ديگر کارگردانان و عوامل و بازيگران سينماي ايران به گونه هايي ديگر اعتراض خود را به اين همکار مطبوعاتي اظهار داشته اند .



|: به قلم: رضا يوسفي |

نگاهی به فیلم گیس یریده
پست شماره: 39

                                     گیس سینمای ایران در حال بریدن

رضا یوسفی

گیس بریده جدای از عدم بهره مندی از فیلمنامه خوب با ضعف شدید کارگردانی مواجه است این فیلم را میتوان به عنوان ضعیف ترین فیلم ساخته شده در سالهای اخیر نامید با وجود بازی روان وجذاب گلشیفته فراهانی و محمد رضا شریفی نیا باز هم فیلم از المانهای یک اثر سینمایی فاصله ای از زمین تا افلاک دارد . ناگفته نماند موضوع کلیشه ای فیلم را میشد با فیلمنامه ای بهتر وکارگردانی بهتر قابل روئیت کرد.



|: به قلم: رضا يوسفي |

پست شماره: 38

نقد : دیوارهای همیشگی . ياداشتي بر كافه ترانزيت

كافه ترانزيت

تفاوت اساسی یک کافه با قهوه خانه یا رستوران علاوه بر نوع کاربری، بیشتر از هر چیز نشان دهنده تفاوت های فرهنگی آنهاست. به همان شکل که اهمیت میرزاقاسمی بیشتر ازنوعی غذا بودن بیانگر یک ذائقه فرهنگی است . از این رو کافه ترازنزیت را می توان پلی در تداخل و گفتگوی فرهنگ های متفاوت با معیارها وارزش های خاص خود فرض کرد. تلاش فیلم در به تصویر کشیدن این تم در راستای محصولات مشترک سالهای اخیر سینمای ایران در جهت جامعیت بخشیدن به این موضوع نشان دهنده قدم های برداشته شده ای به سمت گشودن وکشف ظرفیت های ممکن در تقابل بین انواع زیست، اعتقاد وفرهنگها در مواجه با وضعیت ایرانی است. نگاه پرتوی به عنوان نویسنده و کارگردان اثر با در نظر گرفتن جریان های فکری سالهای اخیر و در مرکز قرار گرفتن مواضع فمنیستی و بحث داغ گفتگوی تمدن ها به شکل زیرکانه ای به سمت منتقدان و تفسیر گران فیلم متمایل است و این شائبه را ناخود آگاه به وجود می آورد که در حال نوشتن و ساخت فیلم صندلی مخصوصی را برای منتقدین اثرش در نظر گرفته بوده است.
موفقیت در پرداخت کاراکتر ریحان وانتخاب بازیگر مناسب با در نظر گرفتن قابلیتها و فیزیک خاص فرشته صدرعرفایی در به نمایش گذاشتن آن در کنار بازی نه چندان خوب پرستویی به رغم اجرا های موفق سالهای اخیر وی را نیز می توان در چهار چوب گزینش های کارگردانی به داوری نشست.
ساختار روایت با گریز از یک جانبه نگری به سمت ایجاد کانونی در مرکز روایت چند راوی به شکل دادن قصه در خلال گفته های پراکنده می پردازد. صفحه سیاه تیتراژ با نوشته های سفیدی که بعد از خوانش به صورت محو از وسط به دو سو کشیده می شوند علاوه بر اینکه در ترسیم فضایی جاده ای موفق عمل می کند مخاطب را وارد متن سیاهی می کند که رفته رفته شسته و با رنگها درگیر می شود. از سکانسی که عزاداران برای گشودن در، مقابل کافه پارک می کنند دوربین در نقطه ای کاملا نزدیک و درگیر با سیاهی پیراهن آنها تصویر می گیرد. دیوارهای کاملا آغشته به آگهی های ترحیم اسماعیل و تاریکی داخل کافه با پرتاب کبوترها به بیرون به تصویرروشن بقچه ی سفید زنها می رسد که در نمای کلی اش روی چهره ی ناراضی زلیخا می ایستد. مادر اینجا به منزله ی سنتی دیرین به زحمت به کول کشیده می شود. او همه جا حضور دارد اما توان بلند صبحت کردن ندارد صدای او را به روشنی صدای ریحان نمی شنویم صدای ریحان از همه ی صداها رساتر است. او حاضر نیست روسری سیاهش را جز با عشق با چیز دیگری عوض کند و شور تغییر و تحول و تحرک در او از صحنه گشودن مجدد در کافه و رنگ زدن دیوارها نمایان می شود از این لحظه به بعد ریحان همه چیز را از پشت دریچه ی آشپزخانه اش می پاید حالت عصیانگرانه ی چهره صدرعرفایی نمی تواند تصویر ریحان را در پشت قاب های قراردادی حبس کند و در نهایت او را به بیرون و حتی به جاده می کشاند. تصویر زن درگیر با سنتهای ناخوشایند اینجا به گونه ای متفاوت نمایش داده می شود دیگر از آن مظلومیت له شده خبری نیست و ریحان تا سکانس پایانی روی پاست وحتی پایان داستان به صورت بازبه دست او سپرده می شود. ریحان مورد اتهام واقع شده او سنت های تعیین شده را قبول ندارد و ازپستویی که ناصر برایش درست کرده می گریزد. در سکانسی که کفشهای او در برابر چندین کفش مردانه دیده می شود صداهایی از اشخاص نامشخص را می شنویم که درخصوص رعایت اصول قراردادی به او تاکید می کنند که اشاره زیبایی به فرهنگ و موقعیت شفاهی قوانین سنتی دارد. دایره ها هر قدرهم که باز باشند در نهایت دایره اند و هیچ جاده ای در آنها به رم نمی رسد. دختر روس نیز به نوعی درگیر اصول و قواعدی است که محصول شرایط جاده هاست . ارتباط دو زن در گفتگویی بدون کلام شکل می گیرد. برخوردی که محصول کنشی مشترک است و آشپزخانه بعنوان پناهگاهی بدون مرز در برگیرنده ی موضع دفاعی آنان در مواجه ی با محدودیتهای تعیین شده شان می باشد.
دیوارهایی که به قول ناصر به اندازه ی آجرهایشان بین آنها و مردهای جاده فاصله می اندازند و قفل و زنجیرها امنیت لازم را که از دیدگاه او محصول مراقبتی مردانه است، ایجاد نمی کنند. درعین حال فاصله ی زبانی بین ریحان و ریحانه و تاکید ناصر بر ریحان بودن که همان فاصله ی «ه» ی سرکوبگر «ضعیفه» است نشاندهنده نگاه خارج وضعیتی ناصر به او نیز می باشد. ریحان محصول شرایط جنگ است. شرایطی که معلول موقعیتی اضطراری است: مهاجرت، زندگی در اردوگاه و فاصله گرفتن از سنت های منطقه ای به سمت نوعی زیست جهان وطنی. زبان اردو زبانی است محصول شرایط اضطراری که در آن ارتباط بر مبنای انتقال نیازهای اولیه و خواستهای ساده شکل می گیرد. زبان اردو محصول موقعیتی چند جانبه است که در آن زبانها مانند پلهایی بر روی هم، کاربرانشان را به سوی مفاهیم عام پیش می برند. این موقعیت با بسته شدن مرزها که معلول جنگ است به صورت موقت در قهوه خانه ی ریحان بازسازی می شود.مرکزیت کافه ترانزیت در جلب مسافران غیربومی از همین ویژگی بدون مرز ناشی می شود. قاب بندی تصاویر با تنگ کردن فاصله کانونی نسبت به سوژه کاملا در نمایش موقعیت روانی و فشارهای سرکوبگر موفق عمل می کند. در این میان تنها قهوه خانه است که با نمایی باز نشان داده می شود و لانگ شاتها ( موقعیت رهایی) محدود به نمایش این مکانند.
با تمام این حرفها کافه ترانزیت نه تنها در مقایسه با آثار پیشین پرتوی گامی است رو به جلو بلکه نسبت به آثار مشابه خود نیز اثری است قابل تامل و دیدنی



|: به قلم: رضا يوسفي |

رئیس
پست شماره: 37

رئیس ... رئیس که می گفتن اینه ؟؟؟    

اقای کیمیایی در مصاحبه های اخیرشان برای اخرین ساخته شان هرجا که باب صحبت باز شده اشاره می کند که برای زمانه امروز و نسل فعلی این فیلم ( رئیس ) را ساخته.

سوال : زمانه ما چگونه است ؟

پاسخ: اکنون زمانی است که بنزین در این مملکت سهمیه بندی شده ـ اقایی که الگانس دارد با عمویی که یک وانت زر زری دارد هر دو به یک اندازه از بنزین سهم دارند ( البته اگر اما و اگرها را بی خیال شویم که الگانس سوار بتواند از راههای غیر قانونی و استفاده از بنیه مالی اش سهمیه بیشتری داشته باشد).همچنین کشور ما صاحب علم فن اوری هسته ای شده و به باشگاه  هسته ای ها پیوسته. اینترنت همه لایه های زندگی مردم را پوشش داده و تعداد موبایل موجود در دست مردم از تعداد خود افراد هم بیشتر شده. ماهواره هم که برای خودش داستانی دارد. این از زمانه ما...

سوال دوم : نسل فعلی چه کسانی هستند؟

پاسخ :نسل فعلی ان پسرک کوله پشتی حمل کنی است که در کوله اش پر است از کارت هایی که او وظیفه پخش انها را بعهده گرفته و باید تا خورشید غروب نکرده همه را تمام کند. نسل فعلی ان دختری است که به سودای زندگی انچنانی در تهران از اقامتگاهش کوچ می کند و وارد این شهر هزار تو می شود و پس از مدتی جسد تکه تکه شده اش که در یک چمدان جاسازی شده و یا در یک چاه عمیق از ساختمان نیمه ساز افتاده پیدا می شود. نسل فعلی ان جوانک دانشجویی است که با رتبه خوبی در یک دانشگاه پایتخت قبول شده اما مجبور است شب را با یک دانه تخم مرغ سر کند و پولش را نگه دارد تا فلان کتاب فلان درس را که فلان استاد دستور خریدش را داده تهیه کند. نسل فعلی ان زن تنهایی است که با داشتن سه بچه مجبور است سر سال خانه اجاره ای اش را عوض کند و مثل گربه بچه هایش را به دندان گیرد و از این سر شهر به ان سر شهر رود تا شکم انها را سیر کند انهم از مسیر ابرومندانه تا همان بچه ها در اینده سر از بهترین دانشگاهها در اورند دکتر و خلبان و استاد شوند و....

حال نگاهی به فیلم کنیم . این زمانی که در فیلم نشان داده می شود چه تاریخی است ؟هزار و سیصد و چند است؟ شاید هزار و چهار صد است... اما نه ظاهرا زمانه خود ماست چون قهرمانهای فیلم یک  جا  می روند و در یک سینمای متروک می نشینند اشک می ریزند و ساندویچ میل می کنند.

این ادمها کیستند؟ سیامک کیست؟چرا ما باید برایش دل بسوزانیم. او که از ان خانواده کج و کوله بوده حال به این روز افتاده. اینهمه فرزند که سایه پدر یا مادر را به هزار دلیل بالای سر ندارند ایا همه خلاف کارند و سر از باندهای مخوف در اورده اند؟ پدرش کیست؟ او که سالها ایرا ن نبوده و حال تازه یادش افتاده که راستی انگار یک زمانی به ثبت احوال محله شان رفته و شناسنامه کودکی را ثبت کرده که نام فامیل خودش را یدک می کشد و بلند شده هلک هلک امده ایران که مثلا بشود قهرمان فیلم و مردم برایش هورا بکشند؟ اقای کیمیایی باید بدانند که این مردم خیلی وقت است دست از هورا کشیدن برداشته اند اکنون زمان هو کردن رسیده است. فرشته معتاد است به تماشاچی چه ؟ شهر پر است از گنگستر ؟ راستی!...؟ کو کجاست که ما نمی بینیم ؟این رئیس دیگر چه جور جانوری است که ۱۵ دقیقه مونولوگ می گوید اسمان ریسمان بهم می بافد قصه زندگی نشنیدنی اش را مثل پتک بر سر تماشاچی بخت بر گشته می کوبد که در اخر تماشاچی هم برای به درک واصل شدنش کف بزند؟ این جماعت برای این چشم بندی ها هیچ گاه کف نخواهند زد. ازهمه بامزه تر ان طلای حیران و ویلان است که وسط فیلم تلوتلو می خورد و نمی داند باید چه بکند و چه بگوید؟

اقای کیمیایی خیلی از زمانه پرتند. زندگی در بلندترین برج الهیه و قطع ارتباط با وسایل ارتباط جمعی وطنی و تماشای ماهواره بجای تلویزیون خودمان و نبودن در میان مردم از ایشان شخصیتی ساخته که شهری را که در ان روزهایش راشب و شبهایش را صبح می کند را هم نمی شناسد. وای برچنین ادمی اگر فیلمساز هم باشد.



|: به قلم: رضا يوسفي |

پست شماره: 36

پوستر های فیلم سنتوری

رونمايي آنونس و پوستر هاي «سنتوري» براي اولين بار در سينماي ما

طراحي و اجراي  پوسترها و آنونس فيلم سينمايي سنتوري توسط  محمد رضا شريفي نيا به پايان رسيد. اين پوستر ها و آنونس كه قرار بود همزمان با آغاز اكران عمومي فيلم در سينما ها به نمايش در آيد براي اولين بار در سايت سينماي ما رونمايي شد.فيلم سنتوري كه چند روزي است به دليل شرايط حاكم بر سينماي ايران تاكنون اجازه اكران نيافته قرار است با تاخير چند هفته اي به نمايش درآيد...

 

 

 



|: به قلم: رضا يوسفي |

سنتوری
پست شماره: 35

اکران « سنتوری » که پیش از این قرار بود با حضور عوامل و بازیگران فیلم٬ از هفته آینده در امریکا و کانادا آغاز شود بنا به دلایلی منتفی شد. فرامرز فرازمند (تهیه کننده فیلم )  گفت: «اکران سنتوری در امریکا و کانادا فعلاً منتفی است و من می خواهم ابتدا فیلم را در ایران اکران کنم. اکران سنتوری در خارج از کشور قرار بود ۱۰ روز پس از اکرانش در ایران آغاز شود و همچنان نیز بر این حرف هستیم که سنتوری را ۱۰ روز پس از شروع اکرانش در ایران٬ در خارج از کشور اکران می کنیم .»
فرازمند درباره تدابیر امنیتی در اکران های خارج از کشور گفت : « نگران سی دی و دی وی دی های قاچاق نباشید چون فیلم ها قطعاً با شرایط خیلی سخت امنیتی به نمایش در می آیند. »

فرازمند درباره صدای خواننده ی آنونس فیلم به سينماي ما گفت : « آنونسی که از فیلم موجود است آنونسی است که با صدای میکس شده ی بهرام رادان و محسن چاووشی است . صدای رادان نیز خیلی خوب از کار در آمده و وقتی صدا ها را گوش می کنیم تفاوت زیادی را متوجه نمی شویم . خدا را شکر با دستگاه هایی که وجود دارد با هر صدایی می شود خواننده شد. »
فرازمند افزود : « من صدای رادان را هم خیلی دوست دارم . بهرام رادان فرد با هوشی است . اما صدای رادان سوز صدای چاووشی را ندارد . »

فرازمند در رابطه با حرف های برخی نشریات گفت : « نشریات گفته های من در باره ی نظر وزیر ارشاد را خیلی تند و تحریف شده انعکاس دادند که از برخی از روزنامه های صبح انتظار نمی رفت بدین شکل عمل کنند. »



|: به قلم: رضا يوسفي |

علاقمندان به بازیگران هالیوودی کلیک کنند.

دانلود
پست شماره: 33

برای دانلود آنونس پارک وی که از سایت سینمای ما گرفته شده روی لینک زیر کلیک کنید.

                                            دانلود آنونس فیلم سینمایی پارک وی



|: به قلم: رضا يوسفي |

گزارش تصويري از پشت صحنه فيلم خدا نزديك است
پست شماره: 32


          

          

          

          

         

          

          

          

          



|: به قلم: رضا يوسفي |

گالري هنرمندان

گالري عكس هاي 2006
پست شماره: 28

>> مركز تجارت جهاني  /  World Trade Center

>>  همه عكس هاي اين فيلم

..........................................................................................

>> دزدان دريايي كاراييب: صندوقچه مرد مرده - Pirates of the Caribbean: Dead Man's Chest

      

>>  همه عكس هاي اين فيلم

..........................................................................................

>> بازگشت سوپرمن  -  SuperMan Returns

    

>>  همه عكس هاي اين فيلم


 >>  همه عكسها (145 عكس از 26 فيلم) 

پنجاه فيلم پرفروش تاريخ سينما - بر اساس فروش جهاني

« تايتانيك » همچنان پس از 9 سال با اختلافي هفتصد ميليوني پرفروش ترين فيلم تاريخ سينما است. اين فيلم از سال 1997 تا به امروز در سينماهاي آمريكا 600 ميليون دلار و در ديگر كشورها بيش از 1.2 ميليارد فروش داشته و رقم فروش كل خود را به 1.845 ميليارد دلار رسانده است. فيلم دوم جدول « ارباب حلقه ها - 3: بازگشت پادشاه » است كه در آمريكا 377 ميليون دلار و در ديگر كشورها 741 ميليون دلار فروخته است. جمع فروش كل اين فيلم 1.118 ميليارد دلار است.

« دزدان دريايي كاراييب: صندوقچه مرد مرده » كه از 7 جولاي سال 2006 (16 تير - 1385) در سينماهاي آمريكا و ديگر كشورها به روي پرده رفته و تا به امروز همه ركوردها را شكسته اند تا به امروز در آمريكا نزديك به 358 و در ديگر كشورها 214 ميليون دلار فروخته، در جدول پرفروش هاي تاريخ رده 33 را در اختيار دارد. از ميان فيلم هاي امسال « رمز داوينچي » در رده 21 و « عصر يخ2: ذوب » در رده 27 قرار دارند.

>> مشاهده پنجاه فيلم پرفروش تاريخ سينما



|: به قلم: رضا يوسفي |

پست شماره: 27

پرویز پرستویی (بازیگر)

Parviz Parastui

......................................................

امتیاز کاربران (از 5):  4.80 (37 نفر امتیاز داده اند)

>> از 1 تا 5 به پرویز پرستویی امتیاز بدهید:

......................................................

بیوگرافی:

متولد 1334 همدان
مدرک تحصیلی: دیپلم طبیعی
دارای مدرک درجه یک هنری (معادل لیسانس) از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
- فعالیت هنری را از سال 1348 با اجرای نمایش در مراکز رفاه، کاخ جوانان و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان آغاز کرد.
- در سال 1353 برای بازی در نمایش دکه و یک سال بعد برای بازی در نمایش تسلیم شدگان جایزه کاخ جوانان را گرفت.
- برای نخستین فیلمش دیار عاشقان دیپلم افتخار بازیگر نقش دوم را در دومین جشنواره فجر گرفت.
- او همچنین برنده دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول مرد در چهاردهمین جشنواره فیلم فجر برای فیلم لیلی با من است و برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد در شانزدهمین جشنواره فیلم فجر برای فیلم آژانس شیشه ای شد.
- بازی زیبای او در فیلم مومیایی 3 تحسین همگان را در هجدهمین جشنواره فیلم فجر برانگیخت.
- سال 1380 سال خوبی برای او نبود. فیلم آب و آتش با بازی نه چندان دلچسب و انتخاب نامناسب او و فیلم تکه پاره شده موج مرده با تکرار نقش حاج کاظم آژانس شیشه ای چهره موفقی از پرویز پرستویی به جا نگذاشت.
- پرویز پرستویی در سال 1381 فیلم نچندان موفق عزیزم من کوک نیستم را با بازی خوبش بر پرده سینماها داشت که در همان سال یکی از دو جایزه بهترین بازیگر مرد را از جشن ماهنامه دنیای تصویر دریافت کرد.
- پرویز پرستویی در سال 1382 بار دیگر چشمها را به سوی خود خیره کرد. بازی معرکه و ماندگار او در نقش رضا مارمولک در فیلم مارمولک (کمال تبریزی) سیمرغ بلورین ویژه هیئت داوران جشنواره بیست و دوم فیلم فجر (بهمن 1382) و تندیس بهترین بازیگر نقش اول مرد هشتمین جشن خانه سینما (شهریور 1383) را برای او به ارمغان آورد.
- پرستویی دو بار دیگر در دوره های بیست و سوم (1383) و بیست و چهارم (1384) سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد را برای بازی در فیلم های بید مجنون و به نام پدر از آن خود کرد.



|: به قلم: رضا يوسفي |

نمایش وسینمای دینی
پست شماره: 26

 نمایش وسینمای دینی

منوچهر یاری

 









این‌ جستار در پی‌ آن‌ است‌ تا نخست‌ سؤال‌های‌ روشن‌ و دقیقی‌ را درباره‌ی‌ سینما و دین‌ مطرح‌ سازد؛ چه‌ سؤالاتی‌ كه‌ از قبل‌ مطرح‌ بوده‌اند، ولی‌ روشنی‌ ودقت‌ لازم‌ را برای‌ پاسخ‌یابی‌ نداشته‌اند و چه‌ پرسش‌های‌ جدیدی‌ كه‌ خود راه‌گشای‌ پاسخ‌های‌ نو خواهند بود، زیرا طرح‌ درست‌ سؤال‌، طی‌كردنِ نیمی‌ از راه‌ برای‌ دست‌یابی‌ به‌ پاسخ‌های‌ درست‌ خواهد بود. در مرحله‌ی‌ بعد، باتوجه‌ به‌ بضاعت‌ نگارنده‌، در پی‌ یافتن‌ پاسخ‌ برای‌ سؤال‌ها و یا حداقل‌ درست‌ مطرح‌كردن‌ آن‌ها برخواهیم‌ آمد.
به‌ نظر نگارنده‌، مهم‌ترین‌ و اساسی‌ترین‌ سؤال‌ها این‌ است‌:
الف‌) آیا مقوله‌ای‌/موضوعی‌ به‌نامِ «سینمای دینی‌» وجود دارد؟
ب‌) نسبت‌ میان‌ هنر و دین‌ چیست‌؟ (یا چه‌ رابطه‌ و تناسبی‌ (میان‌ دین‌ و سینما) برقرار است‌؟)
پ‌) ساختارشناسی سینمای‌ دینی‌ چگونه‌ ممكن‌ است‌؟
ت‌) معیارها و مصادیقِ سینمای‌ دینی‌ كدام‌اند؟
ث‌) دین‌ را باید از چشم‌ سینما نگریست‌ و یا سینما را از منظر دین‌؟
پرسش‌های‌ دیگری‌ نیز ذهنِ پژوهشگرِ كنجكاو را برمی‌انگیزد؛ از این‌ قبیل‌:
ج‌) هنر دینی‌ چیست‌؟
چ‌) نمایش‌ دینی‌ چگونه‌ نمایشی‌ است‌؟
ح‌) آیا هر نمایشی‌ كه‌ موضوعی‌ از میان‌ موضوعاتِ مطرح‌ در ادیان‌ و یا شخصیتی‌ از میان‌ اشخاص‌ دین‌مدار و یا داستانی‌ از میان‌ انبوه‌ رویدادهایی‌ كه‌ بر سر اولیا و انبیای‌ دین‌ رفته‌ است‌، را دستمایه‌ی‌ خود قرار داد، الزاماً پسوندِ دینی‌ خواهد یافت‌؟
خ‌) آیا نمایش‌ دینی‌ محصول‌ و میوه‌ی‌ جامعه‌ای‌ است‌ كه‌ دین‌ بر آن‌ حاكم‌ است‌ و با زدوده‌شدن‌ حاكمیت‌ دینی‌، نمایش‌ دینی‌ نیز منسوخ‌ خواهد شد؟ و یا نمایش‌ دینی‌ ـ نمایشی‌ كه‌ منبعث‌ از ساختار دینی‌ است‌ ـ در جامعه‌ی‌ غیردینی‌ نیز رایج‌ و شایع‌ است‌؟
د) آیا هر نمایشی‌ كه‌ حدود و احكام‌ شرعی‌ را رعایت كرد، الزاماً نمایشی‌ دینی‌ خواهد بود؟


الف‌) آیا مقوله‌ای‌/موضوعی‌ به‌ نام‌ «سینمای‌ دینی‌» وجود دارد؟

برخی‌ معتقدند «سینما، سینما است‌» (=هنر، هنر است‌) و «دین‌، دین‌ است‌» و نباید تركیبی‌ تناقض‌آمیز چون‌ «سینمای‌ دینی‌» و یا «هنر دینی‌» را ساخت‌؛ زیرا هنر و دین‌ مربوط‌ به‌ دو حوزه‌ی‌ متفاوت‌ از معرفت‌ (شناخت‌) با تعاریف‌، اهداف‌ و اصول‌ متفاوت‌اند. اما اگر اصول‌ و اُسطقس‌ دین‌ را امور معقول‌ بدانیم‌ (همان‌طور كه‌ درواقع‌ نیز احكام‌ مبتنی‌ بر اصول‌اند و اصول‌ متكی‌ بر كلام‌)، پس‌ «دینی‌كردن‌ هنر» و «هنری‌كردن‌ دین‌» امری‌ دور از حقیقت‌ و واقع‌ نخواهد بود. هگل‌ می‌گوید:
من‌ اینك‌ معتقد شده‌ام‌ كه‌ عالی‌ترین‌ كنش‌ عقل‌، عقلی‌ كه‌ همه‌ چیز را در برمی‌گیرند، كنش‌ زیباشناختی‌ است‌؛ این‌كه‌ حقیقت‌ و خیر تنها در زیبایی‌ مناسبت‌ پیدا می‌كنند. فیلسوف‌ باید از همان‌ اندازه‌ نیروی‌ زیباشناختی‌ برخوردار باشد كه‌ شاعر.
مردمان‌ بدون‌ حس‌ زیباشناختی‌ فیلسوفان‌ بی‌مسمایند. فلسفه‌ی‌ روح‌، یك‌ فلسفه‌ی‌ زیباشناختی‌ است‌... در این‌جا، می‌خواهم‌ از ایده‌ای‌ سخن‌ بگویم‌ كه‌ به‌ باور من‌ هیچ‌ انسانی‌ آن‌ را احساس‌ نكرده‌ است‌؛ باید خواستار یك‌ اسطوره‌ی‌ نو باشیم‌؛ اما آن‌ میتولوژی‌ باید در خدمت‌ ایده‌ها باشد، باید یك‌ میتولوژی‌ عقل‌ بشود. پیش‌ از آن‌كه‌ ما ایده‌ها را زیباشناختی‌، یعنی‌ اسطوره‌ای‌ كنیم‌، علاقه‌ای‌ برای‌ مردم‌ ایجاد نمی‌كنند؛ و برعكس‌، پیش‌ از آن‌ كه‌ میتولوژی‌ عقلانی‌ بشود، فیلسوف‌ جا دارد كه‌ شرمگین‌ باشد. بنابراین‌، سرانجام‌ باید روشنگری‌شده‌ و روشنگری‌نشده‌ دست‌ به‌ دست‌ هم‌ دهند.
میتولوژی‌ باید فلسفی‌ شود و مردم‌ عقلانی‌. فلسفه‌ باید میتولوژی‌ شود تا فیلسوفان‌ را حسی‌ كند. آن‌گاه‌ وحدت‌ سرحدی‌ در میان‌ ما حكم‌فرما می‌شود... یك‌ روح‌ متعالی به‌زیرآمده‌ از آسمان‌ باید این‌ دین‌ را در میان‌ ما رواج‌ دهد؛ این‌ روح‌ برجسته‌ترین‌ اثر نهایی‌ بشریت‌ خواهد بود. 1
به‌طور خلاصه‌، اگر بتوان‌ این‌ مفاهیم‌ عالی‌ و موجز را خلاصه‌ كرد «معقول‌» باید به‌ «امر زیبا» تبدیل‌ شود و «امر زیبا» به‌ «معقول‌»؛ بنابراین‌ «هنر دینی‌» و «دینِ هنر» ناممكن‌ نخواهد بود و درنتیجه‌، نمایش‌ دینی‌ و سینمای‌ دینی‌.


ب‌) نسبت‌ میان‌ هنر و دین‌ چیست‌؟

گفته‌اند 2 هنر و دین‌ از یك‌ پستان‌ شیر خورده‌اند، زیرا دین‌ تلاش‌ انسان‌ است‌ تا خود را از «خاك‌» به‌ «خدا» برساند و هنر تلاش‌ انسانی‌ است‌ كه‌ از وطن‌ مألوف‌ تبعید و مهجور از خانه‌ مانده‌ است‌ و اكنون‌ به‌ زندانِ خاك‌ (دنیا)، رنگ‌ سرزمین‌ مألوف‌ و مأنوس‌ را می‌زند. 3
به‌ زبان‌ دیگر، هنر و دین‌ تلاشی‌ است‌ از سوی‌ انسان‌ تا خود را از «واقعیت‌ موجود» (دنیا) به‌ آن‌ «حقیقتِ مطلوب‌» (عقبی‌') برساند؛ ولی‌ هر كدام‌ با روش‌ خود به‌ این‌ هدف‌ جامه‌ی‌ عمل‌ می‌پوشاند: دین‌ با برنامه‌های‌ عبادی‌ و اخلاقی‌ ما را از خاك‌ به‌ خدا می‌رساند (انا لله‌ وانا الیه‌ راجعون‌) و هنر به‌ دنیای‌ ما، رنگِ عقبی‌ می‌زند و تبعیدگاه‌ انسان‌ را به‌ گونه‌ی‌ خانه‌ی‌ مأنوس‌ و مألوف‌، از طریق‌ معماری‌، نقاشی‌، صنایع‌ مستظرفه‌، شعر، موسیقی‌ و نمایش‌ بازسازی‌ می‌كند.
پس‌، از این‌ دیدگاه‌، دین‌ و هنر دارای‌ یك‌ هدف‌ مشترك‌اند، ولی‌ با روش‌های‌ متفاوت‌ ما را از «محسوس‌» به‌ «معقول‌» و از «بیداری‌ زشت‌» به‌ آن‌ «ناپیدای‌ زیبا» می‌رسانند.


پ‌) ساختارشناسی‌ سینمای‌ دینی‌ چگونه‌ ممكن‌ است‌؟

اگر نتوانیم‌ ساختار سینمای‌ دینی‌ را تعریف‌ و جنبه‌های‌ ثبوتی‌ آن‌ را معرفی‌ كنیم‌، حداقل‌ قادریم‌ كه‌ بگوییم‌ سینمای‌ دینی‌ چه‌ نیست‌. در یك‌ كلام‌، سینمای‌ دینی‌، سینمای‌ ظواهر و رعایت‌ آداب‌ و احكام‌ ظاهری‌ و بیرونی‌ دینی‌ نیست‌؛ زیرا در این‌ وادی‌ دغل‌كاری‌ و ارزان‌فروشی‌ و عوام‌فریبی‌ بسیار بوده‌ است‌ (برای‌ مثال‌، تطبیق‌ سینمای‌ استالونه‌ و بروس‌ لی‌ با ظواهر به‌ اصطلاح‌ شرعی‌).
سینما و درام‌ دینی‌ را نباید با معیارهای‌ ظاهری‌ شرع‌ تعریف‌ كرد، بلكه‌ ساختار و هیئت‌ متشكله‌ی‌ آن‌ باید جوهر تفكر دینی‌ را آشكار سازد. چگونه‌؟ ما یك‌بار در معماری‌، بار دیگر در نقاشی‌ و زمانی‌ در شعر و سرانجام‌ در تعزیه‌ موفق‌ به‌ ایجاد و ابداع‌ و انشای‌ هنر و نمایش‌ دینی‌ شده‌ایم‌. آیا در سینما نیز می‌توان‌ از تجربیات‌ موفق‌ گذشته‌ سود جست‌؟ در یك‌ كلام‌، به‌ لحاظ‌ ساختار، دینی‌بودن‌ یعنی‌ به‌ لحاظ‌ بصری‌، جوهره‌ی‌ دین‌ را آشكارساختن‌؛ زیرا سینما یك‌ هنر بصری‌ است‌؛ همان‌طور كه‌ معماری‌ ایرانی- اسلامی‌ به‌ لحاظ‌ تجسمی‌، جوهره‌ی‌ دین‌ را عیان‌ می‌سازد؛ یعنی‌ ما به‌ قول‌ بوكهارت‌ در یك‌ مسجد، به‌ناگهان‌ و بدون‌ واسطه‌ در محضر خداوند قرار می‌دهد. در معماری‌ مساجد، خودِ فضا و مكان‌ و حجم‌ بیان‌گر جوهر دین‌ و معنوی‌بودن‌ مكان‌ است‌. درواقع‌، مسجد تحقق‌ و تجسم‌ عینی‌ و عملی‌ جهان‌بینی‌ توحیدی‌ اسلام‌ است‌ و آوردن‌ آیات‌ و احادیث‌ نقش‌ تزئینی‌ و تأكیدی‌ دارد و نه‌ نقش‌ ساختاری‌.


ت‌) معیارها و مصادیق‌ سینمای‌ دینی‌ كدام‌اند؟

شاید مهم‌ترین‌ معیار برای‌ سینما و نمایشی‌ دینی‌ همانی‌ باشد كه‌ در مورد قبلی‌ گفته‌ شد. نمایش‌ سینما و نمایش‌ دینی‌ به‌ لحاظ‌ ساختار، دینی‌ است‌؛ به‌خصوص‌ در سینما كه‌ هنری‌ بصری‌ و دیداری‌ است‌، جوهره‌ی‌ اندیشه‌ دینی‌ خود را به‌ صورت‌ بصری‌ و دیداری‌ آشكار می‌سازد و نه‌ به‌ لحاظ‌ داستان‌ و شخصیت‌ و موضوعِ دینی‌ كه‌ می‌تواند گمراه‌كننده‌ و عوام‌فریبانه‌ نیز باشد.
مصادیق‌ نمایش‌ و سینمای‌ دینی‌ را در تنگنای‌ زمانه‌ی‌ حاضر، در ظهور جوهره‌ی‌ اندیشه‌ی‌ دینی‌ به‌ صورت‌ تصویری‌ و بصری‌ در آثار كسانی‌ همچون‌ درایر، بره‌سون‌، برگمن‌ و تاركوفسكی‌ یافته‌اند. برای‌ مثال‌، در آثار آندرِی‌ تاركوفسكی‌، تالاب‌ها و آبگیرهای‌ فراوانی‌ به‌ لحاظ‌ بصری‌ دیده‌ می‌شود كه‌ پیوسته‌ تصویر آسمان‌ در آن‌ها افتاده‌ است‌. تو گویی‌ در تبعیدگاه‌ انسان‌ و در حقیرترین‌ و بویناك‌ترین‌ وجوه‌ پدیده‌ها، تصویری‌ از ملكوت‌ رخ‌ نمایانده‌ است‌ و این‌ می‌تواند معنی جوهر تفكر دینی‌ را به‌ لحاظ‌ بصری‌ و ساختاری‌ نشان‌ دهد.


ج‌) هنر دینی‌ چیست‌؟

ما نمی‌خواهیم‌ در این‌جا همچون‌ بوكهارت‌ مختصاتی‌ را برای‌ هنر دینی‌ بشماریم‌ و تعریفی‌ را از هنر مقدس‌ یا هنر دینی‌ ارائه‌ دهیم‌، بلكه‌ همان‌طور كه‌ قبلاً گفتیم‌، هنر و دین‌ در هدف‌ مشترك‌ و در روشن‌ مختلف‌اند. به‌ زبان‌ دیگر، «هنرها، دینی‌ترین‌ موجودات‌ عالم‌اند» 4 و دین‌ همواره‌ خود را به‌ زبان‌ و هیئت‌ هنر نمایانده‌ است‌ (مثال‌ اعلای‌ آن‌ قرآن‌ مجید است‌ كه‌ به‌ لحاظ‌ فرم‌ ارائه‌ و نحوه‌ی‌ بیان‌، یك‌ شاهكار هنری‌ است‌ و شاهد دوم‌ فرم‌ معماری‌ مساجد).
پس‌ بنا به‌ تعاریفی‌ كه‌ آمد، هنر در ذات‌ و جوهره‌ی‌ خود دینی‌ است‌ و دین‌ همواره‌ خود را به‌ هیئت‌ هنر می‌نمایاند.


چ‌) نمایش‌ دینی‌ چگونه‌ نمایشی‌ است‌؟

به‌ لحاظ‌ تنوع‌، ما دارای‌ یك‌ نوع‌ نمایش‌ دینی‌ نیستیم‌؛ به‌ زبان‌ بهتر نمایش‌ دینی‌ انواعی‌ دارد:
ـ نمایش‌ دینی‌ شرقی‌(اصلاً نمایش‌ شرقی‌، نمایش‌ دینی‌ است‌)
ـ نمایش‌ دینی‌ یونان‌ (تراژدی‌ یونانی‌)
ـ نمایش‌ قرون‌وسطایی‌ میراكل‌ و میستری‌
ـ نمایش‌ دینی‌ جامعه‌ی‌ معاصر
ـ و سرانجام‌ نمایش‌ دینی‌ یگانه‌ی‌ شرق‌: تعزیه‌.
به‌ لحاظ‌ موضوعی‌ و محتوایی‌، نمایش‌ دینی‌ غرب‌، با توجه‌ به‌ روح‌ مسیحیت‌، نمایشِ اعتراف‌ و اقرار به‌ گناه‌ است‌. ولی‌ تعزیه‌، درامِ كتمان‌ و خودفنایی‌ است‌.
به‌لحاظ‌ ساختار، نمایشِ غرب‌ متأثر از نمایش‌ یونانی‌ و دارای‌ ساختاری‌ هرمی‌ است‌:
اوج‌
مقدمه‌ فرود
ولی‌ نمایش‌ مذهبی‌ ایران‌ (تعزیه‌) دارای‌ ساختاری‌ غیرهرمی‌ و تودرتو است‌؛ چنان‌كه‌ به‌ جای‌ مقدمه‌، اوج‌ و فرود كه‌ محاكات‌ طبیعت‌ است‌، ما را به‌ تماشای‌ گزینش‌ (سفره‌/سیروسلوك‌) و بازگشت‌ (شهود و شهادت‌) می‌برد (از منطق‌الطیر عطار گرفته‌ تا «مجلس‌ شهادت‌ حضرت‌ امام‌حسین‌(ع‌)»).
نمایش‌ غربی‌ متأثر از طبیعت‌ است‌، زیرا در آن‌جا هنر و نمایش‌ محاكات‌ (تقلید) طبیعت‌ است‌؛ ولی‌ در تعزیه‌، هنر و نمایش‌، تقلید و محاكات‌ ماوراءطبیعت‌ است‌ و نه‌ طبیعت‌. ساختار نمایش‌ غربی‌، مقدمه‌، اوج‌ و فرود، یادآورِ تولد، جوانی‌ و مرگ‌ است‌ ولی‌ نمایش‌ مذهبی‌ ایران‌ عوالمِ غیب‌ و شهادت‌ و برزخ‌، دوزخ‌ و بهشت‌ را به‌ یاد می‌آورد.


ح‌) آیا هر درامی‌ كه‌ موضوعی‌، یا شخصیتی‌ و یا داستانی‌ از میان‌ انبوه‌ موضوعات‌، شخصیت‌ها و رویدادهای‌ تاریخ‌ ادیان‌ را دستمایه‌ی‌ خود قرار داد، الزاماً نمایش‌ دینی‌ است‌؟

پاسخ‌ منفی‌ است‌. این‌گونه‌ درام‌ درنهایت‌ در ژانر دینی‌ جای‌ خواهد گرفت‌، مثل‌ بقیه‌ ژانرها: سینمای‌ جنگی‌، سینمای‌ علمی‌ ـ تخیلی‌، سینمای‌ تاریخی‌ و سینمای‌ دینی‌. سینمایی‌ كه‌ موضوع‌ یا شخصیتی‌ مقدس‌ و یا داستانی‌ از تاریخ‌ دین‌ را به‌تصویر درآورده‌ باشد، از جنس‌ ژانر سینمای‌ دینی‌ است‌ اما به‌لحاظ‌ ساختاری‌ آن‌ را سینمای‌ دینی‌ نمی‌دانیم‌. همان‌طور كه‌ گفته‌ شد، سینمای‌ دینی‌، به‌لحاظ‌ ساختار بصری‌، حاصل‌ اندیشه‌ی‌ دینی‌ است‌ و نه‌ به‌ جهات‌ موضوع‌، یا شخصیت‌ مقدس‌ و یا داستان‌.


خ‌) آیا نمایش‌ دینی‌ محصول‌ و میوه‌ی‌ جامعه‌ی‌ دینی‌ است‌؟

می‌گویند نمایش‌ از مذبح‌ خونین‌ انسان‌ برخاست‌، آن‌جا كه‌ در آیین‌ها و مناسك‌ ابتدایی‌، انسان‌ را به‌درگاه‌ خدایان‌ قربانی‌ می‌كردند. بعدها اولین‌ صحنه‌ی‌ نمایش‌ شكل‌ گرفت‌. جوهر تراژدی‌ نیز از آیین‌ و مناسك‌ جدا نبوده‌ است‌، چرا كه‌ با ارتكاب‌ گناه‌، برای‌ مثال‌، ریختن‌ خونی‌ پاك‌، تعادل‌ آفرینش‌ به‌هم‌ می‌خورد و با دادن‌ قربانی‌ می‌بایست‌ تعادل‌ را به‌ خلقت‌ برگردانند.
همان‌طور كه‌ گفته‌ شد، نمایش‌ از آیین‌ و مناسك‌ مذهبی‌ مایه‌ و پایه‌ گرفت‌؛ چنان‌كه‌ در تراژدی‌ یونان‌ و میراكل‌ و میستری‌ قرون‌وسطی‌ و تعزیه‌ی‌ ایرانی‌ جای‌ پای‌ آن‌ به‌خوبی‌ مشخص‌ است‌. اما این‌ به‌معنی‌ آن‌ نیست‌ كه‌ نمایش‌ دینی‌ منحصراً محصولِ جامعه‌ و مقاطع‌ تاریخی‌ای‌ بوده‌ كه‌ دین‌ بر آن‌ حكم‌ می‌رانده‌ است‌، بلكه‌ در دوره‌ی‌ معاصر نیز كه‌ حاكمیت‌ جامعه‌ به‌دست‌ دین‌ نیست‌ و كار دنیا به‌ قیصر و كار عقبی‌ به‌ كلیسا سپرده‌ شده‌ (سكولاریزم‌)، جوهره‌ی‌ اندیشه‌ی‌ دینی‌ نه‌تنها در نمایش‌ و سینما، بلكه‌ در شعر، موسیقی‌، معماری‌، نقاشی‌ و تمام‌ هنرهای‌ دیگر خود را آشكار ساخته‌ است‌. پس‌ نمایش‌ دینی‌ محصولِ جامعه‌ی‌ دینی‌ بوده‌ است‌، ولی‌ نمایشِ جوهر و گوهراندیشه‌ی‌ دینی‌، مسبوق‌ و مشروط‌ به‌ جامعه‌ی‌ دینی‌ نبوده‌ و نیست‌؛ زیرا در جوامع‌ پس‌ از رنسانس‌ نیز جوهره‌ی‌ فكر دینی‌ در هنر و به‌ویژه‌ در نمایش‌ ساری‌ و جاری‌ بوده‌ است‌: از مترلینگ‌ و بكت‌ گرفته‌، كه‌ خلاء خداوند را احساس‌ كرده‌ است‌، تا تی‌.اس‌. الیوت‌ و نمایش‌های‌ مذهبی‌اش‌ و از داستایفسكی‌ (با جنایت‌ و مكافات‌ و برادران‌ كارامازف‌ ) كه‌ معتقد است‌ «در جهانی‌ كه‌ خدا نیست‌، هر كاری‌ مجاز است‌» و «كشتن‌ یك‌ انسان‌ حتی‌ به‌ظاهر بی‌ارزش‌ مانند كشتن‌ تمام‌ انسان‌ها است‌»، گرفته‌ تا نقاشی‌های‌ شاگال‌ و سالوادار دالی‌ و سینمای‌ درایر و بره‌سون‌، برگمن‌ و تاركوفسكی‌.


د) آیا هر درامی‌ كه‌ حدود و احكام‌ شرعی‌ را مراعات‌ كرد، الزاماً دینی‌ است‌؟

پاسخ‌ منفی‌ است‌، زیرا ممكن‌ است‌ شما فیلمی‌ بسازید كه‌ تمام‌ جوانب‌ احكام‌ و حدود شرعی‌ از قبیل‌ حجاب‌، ظواهر شرع‌، آداب‌ و احكام‌ روابط‌ زن‌ و مرد در زمینه‌های‌ نگاه‌كردن‌، سخن‌گفتن‌، معاشرت‌ و غیره‌ را رعایت‌ كرده‌ باشید، ولی‌ به‌هیچ‌وجه‌ یك‌ فیلم‌ یا نمایش‌ مذهبی‌ نباشد. همچنان‌ كه‌ در سال‌های‌ اخیر در سینمای‌ كشورمان‌ شاهد «آداپته‌ها» و «ژنریك‌ها»هایی‌ از سینمای‌ هالیوود و هنگ‌كنگ‌ بوده‌ایم‌ كه‌ برای‌ مثال‌ با رعایت‌ ظواهر شرع‌، فیلمی‌ از استالونه‌ و یا بروس‌ لی‌ را تقلید كرده‌اند ولی‌ هیچ‌ عقل‌ سلیم‌ و ذوقِ حلیمی‌ آن‌ را از جنس‌ سینمای‌ دینی‌ نمی‌شمارد.
عكس‌ آن‌ نیز می‌تواند صادق‌ باشد: فیلمی‌ ممكن‌ است‌ آن‌چنان‌ مقید به‌ ظواهر و حدود نباشد، ولی‌ در جوهره‌ی‌ خویش‌ عمیقاً متكی‌ به‌ گوهرِ اندیشة‌ دینی‌ باشد كه‌ نمونه‌های‌ آن‌ كم‌ نیست‌.


یادداشت‌ها:

1. هگل‌، قطعه‌ی‌ «كهن‌ترین‌ سیستم‌ ایده‌آلیسم‌ آلمانی‌»، ترجمه‌ی‌ محمود عبادیان‌، زیباشناخت‌ ، شماره‌ی‌ نخست‌ (پاییز و زمستان‌ 1378)، صص‌ 17ـ18.
2. علی‌ شریعتی‌، «مذهب‌، عرفان‌ و هنر»، از كتاب‌ كویر .
3. نظریه‌ی‌ افلاطونی هنر.
4. به‌ نقل‌ از كویر .

 



|: به قلم: رضا يوسفي |

پست شماره: 25

میلاد با سعادت حضرت علی بن ابی طا لب و روز پدر بر شما بازدیدکنندگان محترم از این وبلاگ گرامی ومیمون باد

مدیریت وبلاگ رضا یوسفی

 



|: به قلم: رضا يوسفي |

محمد رضا گلزار
پست شماره: 23

سلام يه سلام از نوع ناراحتي و دلخوري از اون بي معرفت هايي که ميان و نظر نمي دن.  
بازم اومدم با کلي خبر:
اول اينکه محمد رضا گلزار به عنوان مشاورهنري سازمان بهزيستي استان تهران
برگزيده شده است.
آقاي گلزار از طرف خودم و همه طرفداراتون بهتون تبريک ميگم.اميدوارم هميشه
موفق باشيد و کلي آرزوهاي قشنگ ديگه.
[img]http://mr-golzar.blogfa.com/[/img]
اکران تله:
پیش از این قرار بود " تله " در عید فطر اکران شود که متاسفانه بدلیل طولانی شدن
برخی از مراحل فنی و همچنین تاخیری که در صدور پروانه نمایش برای فیلم بوجود
آمد باعث شد " تله " به جدول اکران عید فطر نرسد و نمایش فیلم به زمانی دیگر
موکول شود. بدین ترتیب متاسفانه" تله "  در عید سعید فطر به نمایش در نمی آید.
اين فيلم اولين شب ازدواج دو جوان را نشان كه با يك تلفن تمام خوشي هايشان به
پايان مي رسدوشادي خيلي زود جاي خود را به ترس و دلهره مي دهد وبعدا مشخص
می شود که آن فرد...   .

اين دوبازيگر ، از ديرباز هميشه با شايعات دست و پنجه نرم مي‌‌كردند،‌ مطبوعات به

راحتي درباره كسي، چنان مطالبي مي‌‌نويسند که اصلا به شخصيت فرد موردنظر

نزديك نيست،محمد رضا گلزار در این باره گفت : ديگر برايم اين شايعات بي‌‌اساس

عادي شده است،واصلا برایم اهمیتی ندارد ، او در ادامه گفت اين نشريات تنها به

خاطرفروش بالاتر دست به چنين كارهايي مي‌‌زنند و تيتر انتخاب مي‌‌كنند، و جالب‌تر

اين كه مردم هم متوجه شايعات و اخبار كذب اين نشريات شده‌اندو برای آنها هم این

شایعات عادی شده است.

شايد در تاريخ سينماي ايران پس از انقلاب هيچ بازيگري مانند «محمدرضا گلزار»

خوراك و سوژه مطبوعات نشد... او بارها توسط اين نشريات ازدواج كرد و جدا شد،

درحالي كه او زندگي آرامي را در كنار خانواده‌اش سپري مي‌‌كند...

اين روزها در بيشتر مطبوعات ايران، از ازدواج قريب‌الوقوع او با «مهناز افشار» مطالبي

به چاپ مي‌‌رسد كه باعث تعجب همگان شده است... رضا گلزار داماد مي‌‌شود،

مهناز افشار عروس مي‌‌شود، فیلم سينمايي «آتش‌بس»، به واقعيت نزديك شد...

رضا و مهناز در زمان تصويربرداري عاشق يكديگر شده‌اند و...

اما... يكي از نزديكان رضا گلزار كه همیشه با اوست، اين خبر راتکذیب کردو گفت:

چنين چيزي واقعيت ندارد، جالب است، اين خبر را از شما مي‌‌شنوم،وي درادامه

مي‌‌گويد: تا چندي پيش، دوستان و اقوام گاهي اوقات با من و يا رضا تماس

مي‌‌گرفتند و اين اخبار را به ما مي‌‌دادند، اما حالا آنها هم تماس نمي‌‌گيرند،چون

مي‌‌دانند اين اخبار كذب محض است، ديگر آنان هم مثل ما عادت كرده‌اند.

اگر چنين چيزي هم صحت داشت،‌ هيچوقت، هيچ يك از دو طرف كاري نمي‌‌كردند كه

اين موضوع شخصي به مطبوعات كشيده شود... ازدواج گلزار و افشار از كجا خبرش

آمده، من هم نمي‌‌دانم او در ادامه گفت: عملكرد اين نشريات باعث مي‌‌شود كه

بازيگران حس خوبي نسبت به مطبوعات نداشته باشند و به همين خاطر با نشريات

مصاحبه نكنند، مگر نشرياتي كه معتبر بوده و اخبار آنان دقيق باشد.



|: به قلم: رضا يوسفي |

چهارشنبه سوری
پست شماره: 22

چهارشنبه سوری ساخته اصغر فرهادی
فیلم چهارشنبه سوری نخستین فیلمی است كه از اصغر فرهادی دیده ام.
فیلم چهارشنبه سوری نخستین فیلمی است كه از اصغر فرهادی دیده ام. صرف نظر از كیفیت كارهای قبلی او كه احیاناً با برخوردهای متضاد منتقدین یا تماشاگران مواجه شده باشند،باید اذعان كنم كه این فیلم یك درام روانشناسانه اجتماعی بسیار هوشمندانه است.با توجه به این كه سومین فیلم او، واجد خصوصیات منحصر به فردی(حداقل در سینمای ایران) است،به ضرس قاطع می توان گفت كه فرهادی یكی از فیلمسازان بزرگ سینمای این مرز و بوم خواهد شد.قصه فیلم خیلی ساده است تا جایی كه به راحتی می توان گفت قصه ای به آن صورت قابل تاكید حضور و وجود ندارد.سه شنبه آخر سال است، روحی (ترانه علیدوستی) به اتفاق نامزدش از امامزاده هاشم با موتورسیكلت به تهران می آید و از طریق یك شركت، جهت خانه تكانی آخر سال به یك خانواده از طبقه متوسط فرستاده می شود.روحی یك دختر روستایی است كه دارای كمبودها و لاجرم عقده های خاصی است كه منبعث از این كمبودها است كه در بدو ورود به این منزل زن خانواده مژده (هدیه تهرانی) برخورد سردی با روحی می كند و از او می خواهد كه هر چه زودتر كار خود را تمام و خانه را ترك كند.روحی كه دختری تودار و ضمناً كنجكاو (در حد فضول به منظور سر درآوردن از كار دیگران) است،بی مهری های مژده را تاب می آورد. گرچه در ابتدای كار كه روحی فعالیت چندانی نكرده است و مژده مزد او را به طور كامل می دهد تا خانه او را ترك كند، اما می بینیم كه روحی با سماجت در خانه باقی می ماند.در ابتدا مژده زنی خوشبخت جلوه می كند، چرا كه برخوردار از یك زندگی نسبتاً خوب، شوهری خوش قد و بالا و به ظاهر موفق (مرتضی) و یك پسربچه دوست داشتنی به نام امیرعلی است.شكسپیر می گوید:هر چیز آنچه كه می نماید، الزاماً همان نیست.این سخن جای تامل بسیار دارد. در عرصه فلسفه نیز بسیار تاكید شده است كه اگر بود با نمود همسانی تام داشت، دیگر نیازی به علم و تفحص احساس نمی شد. به تدریج كه با زندگی مژده بیشتر آشنا می شویم، علت عدم توازن روانی و رفتاری او بر ما روشن می شود. شكستن شیشه و درهم ریختگی وسایل منزل او با كیفیت رفتار او كاملاً همسو است. یكی از عمده ترین عللی كه موجب شده تا مژده به زنی ناآرام و شوربخت تبدیل شود، ارتباط نامشروعی است كه بین مرتضی و یكی از همسایه های او به نام سیمین وجود دارد. سیمین زن تنهایی است كه از راه آرایشگری امرار معاش می كند. گرچه بازیگران این فیلم، همگی از مستعدترین بازیگران سینمای ما هستند،اما در نهایت یك بازی متوسط، خوب یا عالی به هدایت كارگردان فیلم مربوط می شود.بازی های فیلم همگی در حد عالی هستند.فرضاً سیمین كه با مرتضی رابطه دارد و این رابطه موجب شده است تا مژده احساس كند زنی خوشبخت نیست،بازیگر نقش سیمین (پانته آ بهرام) آنچنان به این پرسوناژ جان بخشیده است كه به رغم این كه در این ارتباط آنچه انجام می دهد غیراخلاقی است، با این وجود مخاطب احساس بدی نسبت به او پیدا نمی كند و به نوعی برای او دل می سوزاند. می بینیم مرتضی كه معمولاً از این نوع ارتباط ها باید سرخوش و سرمست باشد،فردی عصبی و ناآرام است. فرهادی برای ترسیم دنیای آدم های خود در اكثر نماها به شكلی بسیار حرفه ای از نور كم و رنگ های تیره بهره گرفته است.از میان آدم های فیلم، شخصیت روحی تاثیرگذارتر از دیگران است. روحی آگاه یا ناخودآگاه مسائلی را كه با دیگران و درباره آنها بازگو می كند با نوعی افراط و تفریط همراه است. از دیدگاه روانشناسی، بیشتر افراد طبقات فرودست در تبیین مشكلات و نارسایی زندگی دیگران، آگاه یا ناخودآگاه، مشكلات دیگران را بسیار بزرگتر از آنچه هست بیان می كنند،آن هم در مقام همدردی و دلسوزی! انگیزه چنین عملكردی موجب می شود تا چنین افرادی در خود نوعی توازن روانی احساس كنند، چرا كه به خود می گویند این تنها تو نیستی كه در زندگی كمبود و نارسایی داری،بلكه دیگران نیز از تو بیچاره تر و بدبخت تر هستند!
می دانیم كه در جریان ساختن این فیلم،شب چهارشنبه سوری سال گذشته، برادر نوجوان ترانه علیدوستی در اثر انفجار مواد منفجره درگذشت و بالطبع این حادثه غم انگیز تاثیری ژرف نه تنها بر روی ترانه علیدوستی كه بر دیگر گروه سازنده فیلم بر جای گذاشت.چهارشنبه سوری ای كه در این فیلم فرهادی به تصویر كشیده است،بیشتر به صحنه های یك فیلم جنگی مستند شبیه است تا یك مراسم سنتی و دوست داشتنی.به یاد بیاوریم دو نفر موتورسواری را كه در نزدیكی سیمین به مانند كسانی كه قصد جان او را داشته اند، بی رحمانه مواد منفجره به زمین می كوبند و به شدت او را دچار وحشت و اضطراب می كنند. با توجه به آنچه فرهادی به ما نشان داد، بایسته تر است كه بگوییم چهارشنبه سوزی نه سوری! ای كاش فرصتی دست دهد تا بار دیگر این فیلم را ببینیم. این فیلم را باید بیش از یك بار دید.


|: به قلم: رضا يوسفي |

پست شماره: 21

خیلی دور خیلی نزدیک

برنامه صد فيلم شبكه سه سيما پس از اين كه نتوانست فيلم سينمايي «خيلي دور، خيلي نزديك» را 22 تير ماه پخش كند، اين فيلم را ساعت 22 و 30 دقيقه جمعه اين هفته به روي آنتن  برد. اين فيلم به نويسندگي و كارگرداني سيدرضا ميركريمي، درباره‌ي دكتر عالم، متخصص برجسته‌ي مغز و اعصاب است. او غرق در روابط كاري و اجتماعي خود است و فرزندش سامان را فراموش كرده بر اثر حادثه‌اي موقعيت‌هاي حرفه‌اي خود را رها مي‌كند. مسعود رايگان، الهام حميدي، افشين هاشمي، محمدرضا نجفي و ماشاء‌الله مرادي زاده بازيگران «خيلي دور، خيلي نزديك» هستند. لازم به ذکر است این پلان آخر ابن فیلم قربانی پخش طنز بدون شرح شد .


در جستجوی ریچارد

فيلم سينمايي‌ «در جستجوي ريچارد» محصول سال 1996 آمريكا، جمعه ساعت 20 و 30 دقيقه در قالب برنامه «سينما چهار» پخش  شد. اين فيلم به كارگرداني آل پاچنو و با بازي خود وي، گفت‌وگوي آل پاچينو را با مردم عادي در خصوص شكسپير و نمايشنامه «ريچارد سوم» به تصوير مي‌كشد.تمرينات و جلسات بحث و گفت‌وگو درباره اين شخصيت همچنان ادامه مي‌يابد تا در اين ميان تهيه‌كننده از اين روال كاري به تنگ مي‌آيد. پنه‌لوپه آلن، لاريس آرنولد و كوين اسپيسي از جمله بازيگران اين فيلم هستند

 



|: به قلم: رضا يوسفي |

آخرين مطالب

منوی اصلی

آخرین وضعیت حضور در جشنواره ها

جشنواره سی ونهم رشد با فیلم "آرزوی من "

دسته بندی ها

آرشیو مطالب

پروژه های آینده
"مشغول پیش تولید سریال 12قسمتی برای شبکه اول"دستیارکارگردان درحال نگارش فیلمنامه ای در ژانر وحشت

CopyRight © http://rezacoron.blogfa.com .:. Template Designer: GHALEBKADEH